كياوشكياوش، تا این لحظه: 6 سال و 5 ماه و 5 روز سن داره

كياوش، عشق مامان و بابا

نقاشی جنگی

کیاوش جان الان تو فاز سربازی و جنگ و ... هست( به قول خودش😉 ) امروز به محض اینکه از خواب بیدار شد گفت که میخوام نقاشی جنگی قدیمی بکشم. اینکه تو زمان قدیم چطور و با چه وسایلی جنگ میکردن. 😁 #نقاشی#نقاشی_کودکانه#نقاشی_جنگی#۶ساله ...
17 خرداد 1398

از گوشه و کنار ...

سفر دی ماه آقا کیاوش به کیش برای دیدن بقیه عکسای ناز آقا کیاوش به ادامه ی مطلب مراجعه فرمایید. مرسی   کیاوشی مامان در آبادان پسرک نازم عاشق حیووناست. عشقم رفته باغ و مزرعه پسر نازنینم؛ عاششششششقتم. تو بهترینی. ...
30 دی 1393

اولین جشن تولد پسرم، کیاوش

پسر نازنینم؛ تولدت مبارک باشه ایشالا تولد 120 سالگیت، عزیز دل مامان تولد کیاوش جونم رو روز 16 مرداد (روز تولد بابایی کیاوش ) جشن گرفتیم . روز تولد کیاوش جونم مسافرت بودیم. چون درگیر پذیرایی از مهمونای عزیزمون بودم، زیاد نتونستم عکس بگیرم. ولی خدا را شکر جشن تولد پسرم خیلی خوب بود و کلی بهمون خوش گذشت. ...
5 آبان 1393

عکس های یک سالگی نفسم

اینم از شاه پسر مامان که خیلی هم خوش اخلاق تشریف دارن. کیاوش جونم عاشششششق آب بازی و شنا کردن و رفتن تو آبه. این تابستونی کلی شنا کرد و رودخونه رفت. ادامه عکسای آب بازی در گرمای سوزان تابستان هر روز و هر روز ، بارها و بارها خدا رو بابت داشتن کیاوشم شکر میکنم. خدایا هزاران بار شکر     ...
5 آبان 1393

شرحی بر بهترین پسر دنیا ...

خیلی وقته که تو وبلاگ پسر عزیزم چیزی ننوشتم و دلیل اصلیش هم اینه که فرصت خیلی کمی دارم که بشینم پای سیستم و بنویسم و از طرفی هم هر وقت کامپیوتر روشن بشه بلا استثنا کیاوش میاد و دقیقا میره جلوی مانیتور میشینه و از جاش هم جم نمیخوره. موس و کیبورد هم که دیگه از دستش در امان نیستن. الان هم که من فرصت پیدا کرده کیاوش به همره باباییش رفته بیرون. این روزها من و بابایی احساس میکنیم که زمان چقدر روزد میگذره و انگار خیلی زود یکسال گذشت. از زمانی که کیاوشی اومد تو دل مامان تا زمانی که به دنیا اومد و برای اولین بار بغلش کردم تا الان که یکسالش شده و ماشاءالله کلی بلا شده و یه عالمه شیطونی یاد گرفته. تا هنوز سر و کله اش پیدا نشده من برم سر ا...
21 شهريور 1393