واكسن دو ماهگي
ساعت 9 كياوش رو به همراه مامان برديم بهداشت براي واكسن دوماهگي. من كه از اصلا دل تو دلم نبود . از استرس دستام مي لرزيد. شايد يه واكسن اينقدر سخت نباشه كه من سختش كردم، اما واقعا دست خودم نبود هرچي سعي كردم خونسرد باشم نشد كه نشد.
كياوش رو گذاشتم بغل مامانم و خودم اومدم بيرون. خيلي خيلي اذيت شدم تا واكنش رو زدن. صداي جيغ و گريه اش اشك من رو هم دراورد. براي اولين بار بود كه اشك پسرم روديدم. الهي مامان فدات بشه عزيز دلم. بالاخره تموم شد و اومديم خونه. الان هم تو بغلمه و از درد داره به خودش ميپيچه.![]()
إن شاءالله امروز به خوبي و بدون تب و درد بگذره.
آمين
مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی


واكسن دو ماهگي
